تبلیغات اینترنتیclose
کابـوسی از خاکـستـر و شـیـون، ریـشـه ( عبدالحمید ضیایی )
پیچک ( سیدعبدالحمید ضیایی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

من مثلِ گیسوی تو

 

 

کابـوسی از خاکـستـر و شـیـون، ریـشـه دوانـیـده سـت در خـوابـم

تـبـعـیــدیِ حـیـرانــیِ خـویـشـم، پـیـغـمبـــری بـی هیــچ اصـحـابـم

 

زخمی جسور و کهنه چـون خرچنـگ ، روحِ مـرا پیـوسته می کاود

در جـستجـوی چـه؟ نمــی دانــم، سنگــی اسیــــرِ جبــرِ پرتــابــم

 

مـن مـثـلِ گـیـسـوی تـو تـاریـکم، مـن مـثـل گیـسـوی تـو گـریـانـم

در پرده های خون و شک دیری ست می گردم و خود را نمی یابم

 

در جانِ من شوقی پلنگانه ست، بر قله های زخم و بــرف و بــاد

ای آرزوی غـیـرمـمــکــن! ای...! مـن تـشنــۀ آغـــوشِ مهتــابــم

 

مثلِ همیشـه دیر و دلگیـرم، تـو مثل خـوابی دور و بـی تعـبیـر

آغـوش بگشـا ای نـمی دانـم! آغــوش بگشـا! سخت بی تابم...

 

 

 عبدالحمید ضیایی

برچسب ها : ,

موضوع : سیدعبدالحمید ضیایی -5, | بازديد : 674