تبلیغات اینترنتیclose
الفاظ هست و... معني و مقصود مرده است ( سید عبدالحمید ضیایی )
پیچک ( سیدعبدالحمید ضیایی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 از من گذشت

 

 

الفاظ هست و... معني و مقصود مرده است

ساغر شكسته ، بانگ ني و عود مرده است

مي خواست روزگاري ، دريا شود ، ولي

در نيمه راه وسوسه ها ، رود، مرده است

 می خواستم خلیل خیال خودم شوم

دیدم  بتي نمانده و نمرود مرده است

 از طعنه هاي تلخ يهودا و خنده ها

رنجيده اي ؟ ستارۀ داوود مرده است !

يعني كه آفتاب يقين هاي مشرقي

دراين نگاه سرد و مه آلود مرده است

 از من گذشت، دل به طپش هاي من مبند

عشقي كه خانه زاد دلم بود ، مرده است ...

 

سید عبدالحمید ضیایی

http://www.ziaei2007.blogfa.com/8610.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : سیدعبدالحمید ضیایی -7, | بازديد : 714